عادت  « معذرت خواهی بیش از اندازه»  گویای چه خصوصیتی در شماست + سایت انگیزشی


عادت  « معذرت خواهی بیش از اندازه»  گویای چه خصوصیتی در شماست

اگر کار اشتباهی انجام داده اید طبیعی است که عذرخواهی کنید. اما در حالیکه برای برخی معذرت خواهی کردن سخت ترین کار دنیاست، برخی عادت به عذرخواهی کردن بیش از حد دارند

افرادی که به هنگام انجام کار خطایی عذرخواهی نمی کنند افراد متکبر و احتمالا خودشیفته ای هستند. شاید اعتماد به نفس بی جا دارند و تصور نمیکنند که اشتباه کرده اند.

اما افرادی که مدام معذرت خواهی می کنند چطور؟ امکان ندارد آنها همیشه اشتباه کرده باشند. آیا آنها قطب متضاد کسانی هستند که هیچ گاه معذرت خواهی نمی کنند؟ آیا دلیلش عزت نفس پایین است؟ یا آیا جریان چیز دیگری است؟

در زیر به چند نمونه عذرخواهی بی مورد اشاره می کنیم:

  • همسایه شما ساعت دو نیمه شب صدای موسیقی اش را بسیار بلند کرده است. شما در خانه شان را می زنید و می گویید: عذر میخوام میشه لطفا صدای موزیک رو کم کنین؟
  • غریبه ای در خیابان به شما تنه می زند و شما از او عذرخواهی می کنید
  • سوپرمارکت خالی است اما فروشنده ها در حال خندیدن و حرف زدن با همدیگر هستند. شما پیش آنها می روید و می گویید : ببخشید که مزاحم شدم…
  • کسی برای دیدن دوستش در خیابان راه شما را بند آورده است. شما پیش او می روید و میگویید : معذرت میخوام میشه لطفا ماشین تون رو جابه جا کنین تا من رد بشم؟
  • پیک رستوران غذای اشتباهی آورده است. او را صدا می زنید و می گویید: ببخشید اما فکر کنم پیتزای منو اشتباه آوردین

در تمام سناریوهای بالا شما مقصر نیستید اما عذرخواهی کرده اید. چرا ما چنین رفتاری از خودمان نشان می دهیم؟ آیا چون واژه ببخشید واژه آسانی است؟ آیا معذرت خواهی کردن ما را با ادب و نزاکت نشان می دهد؟

 

۵ نکته ای که عذرخواهی کردن زیاد درباره شما فاش می کند

  • از روبه رو شدن می ترسید

معذرت خواهی کردن یک روش ساده و آسان برای فرار کردن از یک موقعیت یا گفتمان است. افرادی که از روبه رو شدن  می ترسند برای جلوگیری از درگیری معذرت خواهی می کنند.  آنها به جای پرداختن مستقیم به موضوع، مسئولیت کاری را که انجام نداده اند می پذیرند.

معمولا کودکانی که در محیطهای پرتنش بزرگ شده اند رفتارهایی را برای به حداقل رساندن درگیری ها یاد می گیرند. یکی از این راهها معذرت خواهی کردن بی مورد است.

  • اعتماد به نفس کافی برای گرفتن حق خود را ندارید

اگر در کودکی به اندازه کافی خوب نبوده اید یا به هنگام اشتباه کردن تنبیه می شده اید احتمالا اکنون در بزرگسالی اعتماد به نفس لازم برای دفاع از خود ندارید. شما فکر می کنید که نظرتان در مورد بحثی که در جریان است، صحیح نیست.   بنابراین به جای اینکه نظرتان را بگویید عذرخواهی می کنید. شما به دلیل ایمان نداشتن به توانایی هایتان رفتار مطیعانه از خود نشان می دهید. شما به طور خودکار فکر می کنید که اشتباه می گویید و حق با طرف مقابلتان است.

  • نمیخواهید کسی را ناراحت کنید

همدلی کردن با دیگران خصوصیت اخلاقی خوبی است. اما تلاش بیش از حد برای پنهان کردن احساسات خود شیوه سالمی نیست. همه ما میخواهیم دیگران ما را دوست داشته باشند. نظر و عقیده داشتن همان عاملی است که ما را به سمت افرادی با ذهنیت مشابه خودمان جذب می کند.

اما ما نمیتوانیم همه را دوست داشته و انتظار داشته باشیم همه ما را دوست بدارند. سعی نکنید با تلاش برای خوشحال نگه داشتن دیگران از خود، احساس ارزش کنید.

  • برای عذرخواهی کردن از رفتار بد خود باید معذرت خواهی کنید

برخی افراد به دلیل رفتار ناخوشایندی که دارند همیشه باید معذرت خواهی کنند. شاید بعد از یک برون ریزی احساسی وحشیانه مجبورند عذر بخواهند.

اگر زیاد معذرت خواهی می کنید اختیار رفتارتان را ندارید. شاید فکر کنید با معذرت خواستن موضوع فراموش می شود. اما این طور نیست. قربانیان تجاوز معذرت خواهی را به یاد نمی آورند. رفتار یا عمل وحشیانه است که همواره در ذهن آنها باقی می ماند. کنترل خشم خود تنها راه نجات رابطه تان است.

  • فردی آسان گیر هستید و غرور ندارید

برخی از افراد  زندگی را سخت نمی گیرند اما نه به دلیل آنکه از روبه رو شدن می ترسند. اگر احساس کنند موضوع جدی است از حق خود دفاع می کنند.

اما برای موضوعات کوچک و بی اهمیتی که عواقبی برایشان ندارد راحتترند که با یک معذرت خواهی کردن از موضوع رد شوند. منظور این نیست که آنها غرور ندارند. بلکه به قدری پخته شده اند که بدانند چه چیزی مهم است و چه چیزی اهمیت ندارد.

روان شناسی عذرخواهی

ممکن است تصور کنیم معذرت خواهی کردن یک خصیصه اخلاقی است. با آنکه این موضوع درست است عادت معذرت خواهی کردن مداوم مرتبط با رفتارهای بخصوصی است.

مطالعات نشان می دهند که ما برای معذرت خواستن یک دلیل تطابق پذیر برای خود ایجاد کرده ایم و از عذرخواهی های بی مورد برای جلب اعتماد دیگران استفاده می کنیم.

 

چگونه بیش از حد معذرت خواهی نکنیم

وقتی عادتی شکل می گیرد شکستن آن سخت است. اما با شناخت عوامل محرک و شرایطی که این رفتار را تحریک می کنند، میتوانید آن را تحت کنترل بگیرید.

 

قبل از عذرخواهی کردن ، جلوی خود را بگیرید

قبل از آنکه معذرت بخواهید به خودتان بگویید : آیا من در این مورد اشتباه میکنم؟ اگر کاری نکرده اید که لازم باشد معذرت خواهی کنید ، پس عذرخواهی نکنید.

 

به جای معذرت خواستن از واژگان دیگری استفاده کنید

گاهی اوقات گفتن واژه ببخشید آسان است. مثلا در رستوران هستید و پیش خدمت سر میز شما نیامده است. شما برای پیش خدمت دست تکان می دهید و می گویید: عذرمیخوام میتونم غذا سفارش بدم؟

لازم نیست از کلمه عذر میخواهم استفاده کنید. وظیفه آنها خدمت کردن به شماست. از واژگان دیگری چون ببخشید، ممنون از اینکه منتظر موندین، میشه لطفا بلندتر صحبت کنین، میشه لطفا بیشتر توضیح بدین، اول شما بفرمایین، مایلم این مطلب رو اضافه کنم که، استفاده کنید.

 

عوامل محرک را بشناسید

برخی افراد در موقعیت های خاص عذرخواهی می کنند. مثلا همیشه دیر میرسند و معذرت خواهی می کنند. به جای آنکه برای رفتار اشتباه خود عذرخواهی کنید، بهتر است علت اصلی دیرکردن خود را پیدا کنید. یادگیری اینکه چرا دائماً متأسفید، مهم است زیرا این امر می تواند چیزی را نشان دهد که نمی خواهید با آن کنار بیایید

 

به جای متاسف بودن سپاسگزار باشید

 

معذرت خواستن از کسی که به شما کمکی کرده یا کارش را انجام داده است برای شما یا آن شخص صحیح نیست. به جای آنکه بگویید : واقعا متاسفم که مجبورت کردم تا این وقت شب کار کنی. بهتر است با گفتن اینکه ممنونم که تا این وقت شب کمکم کردی سپاسگزاری خود را نشان دهید.

این کار نه تنها حس بهتری در مورد کمک خواستن در شما ایجاد می کند بلکه تشکر کردن عزت نفس طرف مقابل را بالا می برد . ببینید وقتی برای کسی کاری انجام می دهید دوست دارید از شما تشکر شود یا عذرخواهی.

 

سخن اخر

عادت کردن به معذرت خواستنِ بی مورد آسان اما شکست این عادت دشوار است. عوامل محرک برای معذرت خواستن را در خود شناسایی کنید و کلمات دیگری را انتخاب کنید. اقدامات ساده نام برده شده در بالا باعث ایجاد عزت نفس در شما می شود. تنها در این صورت است که دست از معذرت خواستن در زمانی که مقصر نیستید برمیدارید.

 

چگونه با هفت ترفند علمی سریعتر مطالب را بیاموزیم + سایت انگیزشی


چگونه با هفت ترفند علمی سریعتر مطالب را بیاموزیم

خواه برای امتحان خود را آماده می کنید یا به طور تفریحی میخواهید مطلبی را یاد بگیرید، نمیتوانید مزایای یادگیری سریع را نادیده بگیرید. همه ما مشغله های زیادی داریم بنابراین منطقی است که بخواهیم هوشمندانه از وقتمان استفاده کنیم. آیا علم میتواند به ما کمک کند سریعتر بیاموزیم؟

دروس مدرسه ما در سالهای قبل شامل خواندن بخشهایی از کتاب درسی با صدای بلند در کلاس بود. ما همچنین یادداشت های معلم را به معنای واقعی کلمه کپی و جدول ها را با ضرب آهنگ معلم  تکرار می کردیم. تحقیقات جدید نشان میدهند این روشها دیگر منسوخ شده و جواب نمی دهند. میدانید وجه اشتراک این روشها چیست؟ این شیوه ها همگی شیوه های غیرفعال یادگیری هستند. در این روشها هیچ تعاملی با شاگرد برقرار نمیشود. تکنیکهای یادگیری سریع در که در این مقاله آورده شده اند کنشگرایانه می باشند.

۷ شیوه یادگیری سریع بر مبنای اصول علمی

  • وقتی یادداشت برداری می کنید آنها را به زبان خودتان بنویسید

وقتی در کلاس یا جلسه سخنرانی هستید و به معلم گوش می دهید یا از روی کتاب درسی یا کامپیوتر می خوانید یادداشت برداری میکنید. اما بهترین شیوه برای یادداشت برداری کردن چیست؟

تحقیقات نشان می دهند که هایلایت کردن متن یا کپی کردن آن از روی کامپیوتر در یادگیری سریع به شما کمک نمی کند.بنابراین یادداشت برداری کردن با لپ تاپ برای به خاطر آوردن موضوعات بهتر است. اما اگر میخواهید مفهوم را متوجه شوید با استفاده از قلم و کاغذ و به زبان خود یادداشت برداری کنید.

  • یادداشتهای خود را مرور کنید

به جز یادداشت برداری کردن به زبان خود، بهتر است آنها را به طور مرتب مرور کنید. اما در ابتدا شیوه مطالعه خود را مشخص کنید. برای مثال اگر از لپتاپ استفاده می کنید یا وسایل الکترونیکی را ترجیح می دهید آنگاه استفاده از قلم و کاغذ برایتان دشوار خواهد بود. به همین ترتیب اگر دوست دارید کتاب را در دستتان بگیرید و به کتابخانه بروید، آنگاه یادداشت برداشتن با لپتاپ کار ساده ای نخواهد بود. هدف آن است که سریعتر مطالب را یاد بگیرید

اگر ترجیح می دهید به منابع مطالعه خود از طریق رسانه های الکترونیکی دسترسی داشته باشید، پس بهتر است با لپتاپ یادداشت برداری کنید. اگر علاقه به خواندن کتاب و نوشتن دارید از قلم و کاغذ استفاده کنید. هدف اصلی در هر دو نمونه استفاده از کلمات خاص خود و مرور کردن منظم آنهاست

  • به هنگام مرور کردن با صدای بلند بخوانید

تحقیقات نشان می دهند که بین فکر کردن به اطلاعات در سکوت و بلند خواندن آنها تفاوت وجود دارد. زیرا شیوه اول غیرفعال و شیوه دوم کنشگرایانه است. خواندن یک کلمه به جای فکر کردن به آن ، باعث می شود کلمه در حافظه بلند مدت ما تثبیت شود. بنابراین وقتی اطلاعات را با صدای بلند میخوانید، آن را در حافظه خود ضبط می کنید. محققان از چهار شیوه مختلف برای آزمایش یادگیری اطلاعات نوشتاری استفاده کردند:

  • خواندن در سکوت
  • گوش دادن به صدای ضبط شده خود
  • گوش دادن به صدای فرد دیگر
  • بلند خواندن در زمان حاضر

تحقیقات نشان داد که اثر تولیدی بلند خواندن منجر به بازیابی بهتر اطلاعات می شود.

  • بین اطلاعات جدید با اطلاعات قبلی خود ارتباط برقرار کنید

تحقیقات نشان داده اند که وقتی اطلاعات جدید را به آنچه از قبل میدانید ربط می دهید عمیق تر آن را در ذهنتان ثبت می کنید. اکنون دامنه وسیعتری برای اطلاعات جدید دارید. اطلاعات دیگر در فضای ذهنی شما معلق نیستند. بلکه به موضوعی تثبیت شده در مغزتان پیوند خورده اند.

  • جلسات مطالعه را به جای یک جلسه طولانی به جلسات کوتاه مدت تری تقسیم کنید

فرض کنید صبح امتحان دارید. کل شب را بیدار می نشینید و درس میخوانید به امید آنکه مرور مطالب درسی در اخرین لحظات همه چیز را در مغزتان تثبیت کند. راه دیگر آن است که در طول روز جلسات کوتاهتری درس بخوانید و به خودتان استراحت کافی بدهید. کدام یک بهتر است؟ فاصله گرفتن از مطالعه یا تمرین پراکنده  روش بسیار موثرتری برای یادگیری است

 

دلیلش آن است که هر بار که بخواهید یک واقعیت یا مفهوم را به یاد بیاورید و موفق شوید،  آن مفهوم  بیشتر در حافظه شما نقش می بندد. بنابراین ضرب المثل کار نیکو کردن از پر کردن است، منطقی به نظر می رسد. مطالعه کردن در یک جلسه طولانی به شما اجازه نمیدهد تا اطلاعاتی که در تلاش برای یادگیری آنها هستید را بازیابی کنید. شما فقط داده وارد مغز خود می کنید و امید دارید داده ها در آنجا باقی بمانند.

  • نحوه مرور کردن خود را تغییر دهید

تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه جان هاپکینز نشان می دهند که اگر همیشه مرور کرده، یا به شکلی خاص مطالعه کنید، نمیتوانید مطالب را سریع یاد بگیرید. با گذشت زمان از سرعتتان کاسته می شود. درست مانند آنکه یک نوع غذا را بارها و بارها بخورید. یا آهنگی را مرتبا گوش کنید. کم کم اثرات آن از بین می رود.

اگر نسخه اصلاح شده از کاری را که می خواهید در آن تسلط داشته باشید تمرین کنید، بیشتر و سریعتر یاد می گیرید تا آن که  فقط همان کار را چندین بار پشت سر هم ادامه دهید. دکتر پابلو سلنیک

پس کمی روشتان را تغییر دهید. اگر یادداشتهایتان را با جوهر سیاه می نویسید، رنگ آبی را انتخاب کنید. اگر نوشته هایتان را با صدای بلند می خوانید آن را با لحن مورد علاقه تان بخوانید. میتوانید صدایتان را بالا یا پایین ببرید. مکان مطالعه تان را عوض کنید. به جای انکه پشت میز بنشینید، پیاده روی بروید و مطالبتان را در حین راه تکرار کنید.

  • به کسی آموزش دهید

شما تنها زمانی متوجه می شوید مطلبی را فهمیده اید که بتوانید آن را به دیگری یاد بدهید.

 

۸ شیوه گوش کردن و تفاوت میان آنها + سایت انگیزشی


۸ شیوه گوش کردن و تفاوت میان آنها

درست همانگونه که شیوه های مختلفی برای برقراری ارتباط  وجود دارد، گوش کردن نیز انواع مختلفی دارد و مهم است که تفاوت هر یک را شناسایی کنیم. افرادی که خوب با دیگران ارتباط برقرار می کنند، خوب نیز گوش می دهند. توانایی گوش کردن فعال به سخنان دیگران یکی از با ارزش ترین خصوصیات اخلاقی هر فردی است. هیچ چیز برای کسی  ناراحت کننده تر از این نیست که در حال ابراز احساساتش به طور مرتب صحبتش قطع  شود. فردی که توانایی گوش کردن دارد بیشتر به دیگران میتواند کمک کند.

شنوندگان خوب، همدل، با شفقت و مهربانند و این روی ارتباط برقرار کردن با دیگران تاثیر بسزایی می گذارد. اما واقعیت آن است که گوش کردن انواع مختلفی دارد و هر یک به نوبه خود اهمیت دارند. در زیر به هشت شیوه گوش کردن و تفاوت مابین آنها می پردازیم.

انواع مختلف گوش کردن چطور تعریف می شوند:

  • گوش دادن تمیز دهنده
  • گوش دادن فراگیر
  • گوش دادن تمجید گونه
  • گوش دادن شفابخش
  • گوش دادن انتقادی
  • گوش دادن منفعل
  • گوش دادن رقابتی
  • گوش دادن مجادله ای

بهترین روش برای به تصویر کشیدن این ایده توسط نماد درخت است. برخی از شیوه های گوش کردن زیربنایی ترند و برخی سبکها سطح بالاتری از گوش کردن را شامل می شوند. پایه درخت نوع اساسی گوش کردن را تشکیل می دهد که ما نیز از آن آغاز می کنیم.

 

اشکال بنیادین گوش کردن

  • گوش کردن تمیزدهنده

این شیوه ی بنیادین گوش کردن است. این نوع گوش کردن مشخص می کند که به چه صدایی گوش می دهید. وقتی صداهای مختلفی می شنوید و سعی می کنید مشخص کنید که هر صدا مربوط به چه چیزی است، یعنی به شیوه تمیز دهنده گوش می دهید. ما از این نوع گوش کردن همیشه استفاده می کنیم اما فقط برای آن است که بفهمیم صدایی که می شنویم برایمان آشنا هست یا نه. اگر در جمع شلوغی باشید و بشنوید که فردی به زبان دیگری صحبت می کند، آن را به عنوان یک زبان تشخیص می دهد اما مطمئن نیستید که برایتان آشنا باشد. یکی دیگر از مثالهای خوب در مورد اهمیت گوش کردن تمیز دهنده آن است که به شما کمک می کند روی صدای خاصی تمرکز کنید و صداهای دیگر را نشنیده بگیرید. این زمانی خوب است که ماشینتان مملو از مسافر است اما صدای بدی از سمت موتور می شنوید. این نوع گوش کردن باعث می شود فقط روی صداهای خاصی متمرکز باشید.

 

  • گوش کردن فراگیر

گوش کردن فراگیر در مدل درخت در قسمتهای بالای تنه قرار دارد. این شیوه از گوش کردن تمیز دهنده در سطح بالاتری قرار دارد. ما در این شیوه به جهت درک کردن گوش می کنیم. شما اکثر موارد از این نوع گوش کردن در سر کلاس یا سخنرانی استفاده می کنید و در تلاشید تا پیامی که گوینده به شما مخابره می کند را متوجه شوید. گوش کردن فراگیر نیز یکی دیگر از شیوه های بنیادین گوش کردن و هدفش فقط متوجه شدن است. همانطور که می بینید با اینکه این دو شیوه گوش کردن ساده هستند اما تفاوت عظیمی بین گوش کردن تمیز دهنده و فراگیر وجود دارد. اینجاست که تفاوت بین توجه کردن و گوش کردن به  حرف گوینده به جای تنها شنیدن آن مشخص می شود. تشخیص اینکه آیا کسی به طور فعال به شما گوش می دهد بسیار آسان است، در این حالت چشمان او خیره شده و هیچ چیز دیگری را نمی بیند.

انواع متعالی تر گوش کردن

اکنون با درک شیوه های بنیادین، به انواع بالاتر گوش کردن می پردازیم:

  • گوش دادن تمجیدگونه

در این شیوه عمیق تر می شوید و از اصوات لذت می برید. بهترین مثال در این زمینه گوش کردن به موسیقی است. بین گوش کردن به موسیقی به عنوان صدای پس زمینه و حقیقتا تجربه کردن صداهایی که می شنوید تفاوت وجود دارد. برای همین است که از موسیقی لذت می بریم، اما زمانی بهتر تجربه اش میکنیم  که روی آن متمرکز شویم. سبک موسیقی مهم نیست، مهم تمجیدی است که از آن می کنید. مهم نیست که  سبک کلاسیک یا سبک متال گوش میکنید، مهم آن است که موسیقی با شما ارتباط برقرار کند و شما آن را احساس کنید. شما تغییر در اصوات، آلات و حرکتها را در برابر صداهای درهم و برهم می شنوید. این شیوه گوش کردن بسیار با ارزش است زیرا باعث ایجاد شادی در زندگی تان می شود. موسیقی روح و جان را تازه می کند و این پاداشی است که با گوش کردن تمجید گونه نصیبتان می شود.

  • گوش کردن التیام بخش

ما در تلاشیم تا به قسمتهای بالاتر درخت برسیم. این نوع گوش کردن نیز ارزش زیادی دارد بخصوص وقتی در ارتباط با کمک کردن به دیگران باشد. ما با گوش کردن التیام بخش به قصد کمک به کسی به حرفهایش گوش می کنیم. در این نوع گوش کردن به طرف مقابلمان کمک می کنیم مشکلاتش را حل کند و راه حلی برای آنها پیدا کند. بهترین مثال در این زمینه جلسه روان درمانی است. گوش کردن التیم بخش به همدلی و درک کردن شخص گوینده مربوط می شود. این شیوه تنها محدود به درمانگران و دوستان و اعضای خانواده نیست که قصد کمک به یکدیگر را دارند. این شیوه یکی از شیوه های مهم گوش کردن است که توسط مدیران برای کمک به یادگیری کارمندان استفاده می شود. همانطور که گفته شد تشخیص این نوع گوش کردن آسان است زیرا طرف مقابل قصد کمک به شما را دارد.

  • گوش کردن انتقادی

اکنون در حال رسیدن به بالای درخت هستیم. این شیوه گوش کردن اهمیت زیادی دارد زیرا به شما کمک می کند با اطلاعات زیادی روبه رو شوید. گوش کردن انتقادی را در زمینه سیاست، تحقیقات، علم یا انواع مختلف گزارشات می بینیم. با پرسیدن سوالهای زیر متوجه گوش کردن انتقادی در خود می شویم:

  • آیا این گزارش معتبر است؟
  • آیا استدلال آنها واقعی است؟
  • آیا از اطلاعاتی استفاده می کنند که منطقی به نظر می رسد؟
  • آیا من هر دو جنبه داستان را شنیده ام؟
  • آیا تمام حقایق در اختیار من قرار گرفته است؟

این شیوه گوش کردن فراتر از درک کردن بوده و به جهت تجزیه و تحلیل پیامی است که میشنویم. مهم است که بتوانیم از خود در برابر اطلاعات غلط یا آسیب رسان محافظت کنیم. گوش کردن انتقادی در رابطه با شنیدن استدلالها، افکار، ایده ها و سپس تجزیه و تحلیل کردن همگی آنهاست.

شیوه های منفی گوش کردن

موارد بالا پنج شیوه اصلی گوش کردن بودند اما شیوه های دیگری نیز وجود دارد:

  • گوش کردن منفعل

اکثر افراد نمیدانند آیا شنونده های خوب یا بدی هستند، اما فهمیدن آن از طریق گوش کردن منفعل آسان است. شنونده منفعل توانایی گوش کردن ندارد. آنها نسبت به حرفهای دیگران بی علاقه اند، مرتبا صحبتهایشان را قطع می کنند یا در هنگام صحبت کردن با شما تماس چشمی برقرار نمی کنند. آنها دائما گوشی تلفنشان را چک می کنند یا به نظر می رسد جای دیگری حواسشان پرت است.

  • گوش کردن رقابتی

در حالیکه شنونده منفعل ، شنونده خوبی نیست شنونده رقابتی از او نیز بدتر است. گوش کردن رقابتی ، قطعا گوش کردن فعال است اما فقط به دلیل آنکه صحبتهای طرف مقابل را قطع کند. شما هر حرفی که بزنید ، شنونده رقابتی سعی می کند روی حرف شما حرفی بزند. احتمالا بارها به هنگام تعریف کردن داستانی برای شخص دیگر این موضوع را تجربه کرده اید. آنها در حین تعریف شما از تجارب و راه حلهای خود صحبت می کنند و میخواهند از شما جلو بزنند.

  • گوش کردن مجادله ای

این شیوه مانند شیوه گوش کردن رقابتی است اما این بار شنونده به دنبال درگیری است و  فقط میخواهد جنجال به پا کند. آنها به صورت فعال به گفته های شما گوش می دهند اما فقط به این جهت که شما را به چالش کشیده و مجادله کنند. آنها به جای گوش کردن به شما و تلاش برای فهمیدن منظورتان ترجیح می دهند با شما مخالفت کنند.

سخن آخر

گوش کردن مهارتی با ارزش است. بهترین سخنرانان ، شنوندگان بسیار خوبی نیز هستند. گوش کردن به آن آسانی که به نظر می رسد نیست و انواع مختلفی دارد. هدف، گوش دادن و فهمیدن سخنان گوینده و مشارکت کردن در زمان صحیح است. اکثر افراد امروزه احساس می کنند مورد سوء تفاهم قرار گرفته و کسی صدایشان را نمی شنود. بنابراین گوش کردن حقیقی به صحبتهایشان  کمک فراوانی به آنها می کند.

 

 

 

۵ راز داشتن زندگی خوش اقبال + سایت انگیزشی


۵ راز داشتن زندگی خوش اقبال

آیا فکر می کنید زندگی خوش اقبالی دارید یا بدشانسی یار همیشگی شماست؟

 

انواع دوگانه شانس و نحوه تاثیر گذاری آنها بر روی زندگی شما

 

در زندگی دو نوع شانس وجود دارد: شانس محض و شانس تصادفی

 

شانس محض: شانسی است که ناگهان اتفاق می افتد و شما را غافلگیر می کند. این شانس نیازمند مهارت یا آگاهی از جانب فرد نیست.

یک مثال از شانس محض:

برنده شدن در لاتاری یک شانس محض است. البته که بلیط را شما خریده اید، اما روی عددها تاثیری نگذاشته اید.

 

شانس تصادفی: شانس تصادفی زمانی است که شما به دنبال مزایای غیرمنتظره ای از شرایط هستید و از رویدادهای پیش بینی نشده بیشترین بهره برداری را می کنید.

یک مثال از شانس تصادفی:

پرواز خانمی چند ساعت تاخیر می خورد. او به جای اینکه بنشیند و مجله بخواند با مسافر دیگری مشغول صحبت می شود. بعد از چند ساعت صحبت کردن، مشخص می شود که هر دو زن به دنبال پیدا کردن مهدکودک خوبی در شهرشان هستند بنابراین تصمیم میگیرند مهدکودکی باز کنند.

در مثال شانس تصادفی، برخی ممکن است فکر کنند آنها به دلیل آنکه تاخیر خورده اند بدشانس هستند. اما آیا متوجه هستید که چطور یک زن از این تاخیر به نفع خود استفاده کرد؟

بهترین شانس، شانسی است که خودتان برای خود خلق می کنید. داگلاس مک آرتور

 

داشتن زندگی نیک اقبال ربطی به سرنوشت یا تقدیر ندارد. افراد خوش شانس، شانسان را خلق می کنند. افراد خوش شانس کارهایی برای جذب شانس به زندگی شان انجام میدهند. برای مثال ذهنیتی صحیح برای خودشان انتخاب میکنند تا پتانسیل یک موقعیت را ببینند. یا اینکه از یک رویداد تصادفی به نفع خود استفاده می کنند.

دکتر کریستین بوش محقق و نویسنده کتاب ذهنیت تصادفی: هنر و علم خلق شانس خوب  است. او چنین توضیح می دهد که روشهایی برای هدایت یک زندگی خوش اقبال وجود دارد.

 

۵ راز داشتن زندگی خوش اقبال

  • آستینها را بالا بزنید و دنیا را تجربه کنید

شانس یک انتخاب کنشگرایانه است. شما با نشستن روی مبل و انداختن پا روی پا و کاری نکردن خوش شانس نمی شوید. شما تنها زمانی خوش شانسید که برای آن آماده باشید. نستا جوجو ارسکین.

اگر رزومه خود را برای کسی نفرستید نمیتوانید انتظار پیدا کردن کار داشته باشید. اگر با کسی قرار نگذارید آیا شانسی برای پیدا کردن شریک زندگی خود دارید؟ پس چطور میتوانید انتظار یک زندگی نیک اقبال را دشته باشید اگر هیچ گاه خانه تان را ترک نکنید.

شانس در خانه تان را نمیزند تا از شما اجازه ورود بخواهد و با خبر برنده شدن در لاتاری شما را غافلگیر کند.

شانس یعنی تلاش سخت. یعنی حواس جمع بودن. خوش شانس بودن مستلزم هوشیاری از جانب شماست. مگر آنکه بخواهید همه چیز را به شانس بسپارید.

  • تجربیات خود را از جهان تغییر دهید

نسبت به موقعیتها پذیرا باشید. یاد بگیرید که وقتی شانس برایتان دست تکان می دهد و میخواهد توجه شما را به خودش جلب کند، آن را بشناسید . سالی کاسلو

حالا که وارد دنیا شده اید وقت آن است که درک خود را از آن تغییر دهید. اگر همیشه دنیا را به عنوان مکانی بد اقبال ببینید، هیچ گاه نسبت به امکان رقم خوردن اقبال نیک پذیرا نخواهید بود

  • از هر دستی بدهید از همان دست پس میگیرید

بخشنده باشید- کارمای نیک خود را افزایش دهید. کارما همیشه پشت سر ماست. هیچ راه فراری از آن نیست. سوال آن است که آیا میخواهید کارمای خوب دنبالتان باشد یا کارمای بد؟ تیموتی پینا

بخشیدن بهتر از گرفتن است. این جمله کلیشه ای است اما آیا وقتی به کسی هدیه می دهید حس بهتری ندارید؟ همه چیز به ذهنیت شما بستگی دارد. افراد کوته نظر که بخت خوب خود را با کسی سهیم نمی شوند وقتی دیگران در زندگی شانس می آورند، دچار حسادت می شوند. کسانی که اقبال نیک خود را تقسیم می کنند در شانس خوب دیگران نیز سهیم می شوند. قانونش ساده است. احتمال آنکه شما به کسی که در گذشته به شما کمک کرده کمک کنید بیشتر است. نشان دادن نگرش مثبت همان انرژی را به سمت شما برمیگرداند. در چرخه تکامل نیز مثالهایی از این موضوع وجود دارد. به اشتراک گذاری برای همگان مفید است. نژاد نئاندرتال به دلیل آنکه از دیگران دور بودند، از بین رفتند. اجداد کرومانیون ما زنده ماندند زیرا غذا، زبان و نکات مربوط به بقا را با دیگران سهیم شدند.

  • قلابتان را آماده کنید

محرکها را مشخص و نقاط را به هم وصل کنید. شانس روی هر چیزی تاثیر می گذارد، قلاب خود را همیشه آماده نگه دارید. در رودخانه ای که کمترین انتظار را از آن دارید، ماهی وجود دارد. اووید.

نمیتوانید بدون قلاب ماهی گیری انتظار گرفتن ماهی داشته باشید. زندگی خوش اقبال هم همین طور است. برای جذب شانس باید قلاب بیندازید.

  • بازی را ادامه دهید

تنها به این خاطر که اوضاع بر وفق مرادتان پیش نرفته تسلیم نشوید. بدانید همه چیز به هم مرتبط است. لئوناردو داوینچی

داشتن زندگی نیک اقبال به معنی برنده شدن در جایزه بزرگ و بازنشسته شدن و سپری کردن مابقی زندگی خود در مکانهای لوکس نیست. بلکه به معنای تنیدن تارعنکبوتی از ارتباطات است که عمری دوام داشته باشد. به پیوندهای ضعیفتر زندگی خود توجه کنید. ممکن است تارهایی به نقاط دورتر بتنید که بعدها به دردتان بخورند. حلقه دوستان و خانواده شما همه چیز را درباره شما می داند و ارتباطات آنها شبیه ارتباطات شماست. این آشنایان دورتر شما هستند که همیشه آنها را نمی بینید و در عین حال ممکن است موقعیت های جدیدی برای شما داشته باشند. کاری که باید بکنید تنیدن بیشتر و بیشتر شبکه ارتباطی تان است. شما باید ارتباط برقرار کنید، کارمای خوب بسازید و در نتیجه شبکه ای حمایتی برای خود خلق کنید.

هر چه ارتباطات بیشتری برقرار کنید، موقعیت های بیشتری برای شانس تصادفی دارید

سخن آخر

زندگی پر از برخوردهای تصادفی، رویدادهای غیرمنتظره، تصادفها و تاخیرهاست که کنترلی بر روی هیچ یک نداریم. اما میتوانیم به هر واقعه نگاه کنیم و در آن چیزی به نفع خود بیابیم.

 

 

سلام دنیا!

به وردپرس خوش آمدید. این اولین نوشتهٔ شماست. این را ویرایش یا حذف کنید، سپس نوشتن را شروع نمایید!